مردم عادی، بویژه افراد کمسواد، خواسته و ناخواسته، حروف بسیاری از واژهها را پسوپیش میکنند و در گذشته در بسیاری از واژهها، همین تلفظ پسوپیش رسمیت هم مییافته. مثلاً زبانشناسان میگویند واژهی «هرگز» در اصل «هـَگــَرز» بوده. ؛ یا «برف» در اصل «وَفر» بوده؛ یا تــُلف (تفاله) در اصل تبدیلیست از ثـُفل عربی. از این قبیل واژهها بسیار است. همین در زمان حاضر که این متن را مینویسم شنیدم تعمیرکار بیرجندی، سوراخ را سوخال گفت. چند نمونه در لهجهی ما:
دولخباد (تلفظ محلی: دۊلــَخباد): گردباد، باد همراه با گرد و خاک. دولخ: گرد و خاک. این واژه را در بیشتر شرق و نیمهی جنوبی ایران از خراسان تا کرمان و فارس میشناسند. ظاهراً این واژه تبدیلی از اصلِ رودَکباد است. روده در اصل به معنی پیچش است. در لهجهی بشرویه لولهباد میگویند. هم لولهباد و هم گردباد به پیچش هوا در مرکز گردباد اشاره دارد. ظاهراً مسیر تحول آوایی این بوده: رودکباد > دورکباد > دولخباد
چـُـنگ: نوک پرنده. ظاهراً این واژه تبدیلی است از نــُچ. نچ در لهجهی ما به نوک قوری و آفتابه و امثال آن میگویند. ظاهراً مسیر تحول آوایی این بوده: نــُچ > چــُن > چنگ
خــَـتِسکــَر: خاکستر
قربستو(ن). قبرستان
گـِـدَه geda. دیگر > دگر > دگــَـه > گده
برچسب:
نویسنده: کیارش رحمانی