چند لغت محلی:
پَروار (تلفظ محلی: پـَـلوار): گوسفندی که چاق میکنند برای گوشت. البته این واژه همهجاییست نه محلی.
پیوال دادن pivâl. وقتی در وسط روز بعد از یک نوبت چرا، گوسفندان را به محل مشخصی میبرند تا استراحتی کنند و آنچه خوردهاند نشخوار کنند، در اینجا میگویند بروم گوسفندان را پیوال دهم. پیوالگاه استراحتگاه موقت گوسفندان است و معمولاً یک زمین خالی است که دیوار و حصاری ندارد. واژههای مشابه: پاوال (قاینی)، ...
پـَـوالی (تلفظ محلی: پـَواٛلی). زمین شنی. مزرعهای که خاکش بیشتر شنیست تا رُسی. پوالی تبدیلی از پیوالی است. به نظر میرسد زمین شنی را پیوالی نامیدن، حاصل توسعهی معناییست. شاید چون آن زمینها چندان به درد کشاورزی نمیخورده، آنجا را برای خـُسپاندن گله در طول روز به کار میبردهاند.
بنا بر یادداشت زیر از کانال تلگرامی دکتر قائممقامی، استاد زبانشناسی، حدس زدم شاید واژهی محلی «پیوال» با واژهی «پروار» در معنای قدیم آن، همریشه باشد. چنانکه آن استاد میگوید، پروار در اصل به معنی آغل و حصار و برجوبارو بوده است. ممکن است واژهی پیوال هم تبدیلی از این پروار باشد. بر این اساس پیوال در اصل به معنی آغل بوده (تلفظ محلی: آغال) و آغال هرجاییست که دیواری داشته باشد. در طول زمان شرط دیوار داشتن از آن حذف شده و پیوالگاه شده هر جایی که گوسفند را موقتاً در آنجا استراحت دهند.
***
و اما اصل یادداشت آن استاد:
آدرس:
https://t.me/YaddashtQaemmaqami/697
پروار: لغتی از شاهنامه
در شاهنامه ظاهراً یک بار کلمهٔ پروار به کار رفته و آن این بیت است از زبان کیخسرو دربارهٔ افراسیاب:
به پیش شبانان فرستادیم
به پروار شیران نر دادیم.
لغت را در دو فرهنگ لغات شاهنامه، از آقای دکتر رواقی و آقای دکتر خالقی (ج ۵ چاپ سخن)، به "پرورش" معنی کردهاند. ولی پروار چنین معنایی ندارد. پروار به یک معنی جایی است محصور مانند آغل که جانور و پرنده را در آن میداشتهاند که فربه شود. چنین جانوری را پرواری میگفتهاند. پروار به معنای "فربه" لغتی است ثانوی و دست دوم و سبب به وجود آمدن آن حذف یاء نسبت از پرواری بوده است.
معانی دیگر پروار که در لغتنامهها هست همه آشفته است و ظاهراً آشفتهتر از هر جا در لغتنامهٔ دهخدا. با آنکه در مقالهٔ "ربض را در فارسی چه میگفتهاند؟" مقداری از ابهامات این لغت رفع شده، هنوز آنچه در آن مقاله دربارهٔ پروار و فرار و بروار و دربارهٔ معادل(های) لفظ ربض هست نیازمند اصلاح است و در جای خود اصلاح خواهد شد.
و اما پروار در بیت فردوسی نیز ظاهراً جز این معنای جای محصور را ندارد. در یک بیت گرشاسپنامه نیز که آن را به شاهد پروار به معنای "پرورش" نقل کردهاند باید تردید کرد، هرچند که معنای "پرورش" با ظاهر بیت بسیار سازگار است. آن بیت در تصحیح مرحوم یغمایی و تصحیح دوست گرامی آقای دکتر ابراهیمی چنین است:
روان پرور ایدون که تن پروری
به پروار تن رنج تا کی بری؟
ولی در این جا نیز معنایی نزدیک به "حصار" یا "آغل" بیمناسبت نیست، چنانکه آقای دکتر ابراهیمی نیز در گفتوگو با بنده احتمال دادهاند. اشکال معنای "پرورش" این است: پروار در لفظ معنای "پرورش" ندارد.
برچسب:
نویسنده: کیارش رحمانی