دو واژهی محلی داریم که احتمالاً از یک ریشه هستند.
1. پــِلـِشک (پـِ لِ /pelešk): جرقهی آتش، بهویژه آن جرقّهای که از آتش اصلی جدا میشود و به اطراف پرتاب میشود. معادل واژهی اَخگر در فارسی کتابی.
2. بیک /bik/ صوت است و وقتی گفته میشود که جایی از بدن آدم به جسم داغی بخورد. تقریباً معادل آخ در فارسی رسمی (ولی فقط برای سوختن، نه برای ضربه)
3. بــِلیکبــِلیک زدن: بیکبیک گفتن کسی، ناشی از سوختن جایی از بدنش.
به نظر میرسد واژهی «بیک» مخفف همین «بلیک» باشد.
در زبان لکی بلیز و بلیزگ یعنی شعله یا زبانهی آتش.
واژهی بْرازَگ brāzag در بلوچی یعنی پرتو نور، شعاع نور.
واژهی بروشک /brušk/ در کردی کرمانجی به معنی رعد و برق است
به نظر میرسد همهی این واژهها (پلشک، بلیک، بیک، بلیز، بلیزگ، برازگ، بروشک) صورتهای مختلف یک واژهی واحد هستند و آن واژهی واحد، احتمالاً چیزی شبیه «بروزگ» یا «بروشگ» بوده، از ریشهی واژهی «روز» یا «روژ» یا «روش».
این روز/روژ/روش در زبانهای ایرانی، و از جمله در لهجهی خود ما به معنی خورشید و آفتاب به کار میرود و اصطلاحات بسیاری با آن ساخته شده.
احتمالاً واژهای به صورت روشناک /rušnāk/ در فارسی قدیم داشتهایم که به چند صورت در فارسی امروز تبدیل شده است. یکی به صورت واژهی رۉشنا /röšna/ در لهجهی ما، معادل واژهی روشن در فارسی رسمی (یعنی به صورت صفت). یکی به صورت واژهی رۊشـَـ(ن) /rüša(n)/ در لهجهی ما، با معادل همان روشن /rowšan/ در فارسی رسمی. قاعدتاً «روشنا» اصل است و «روشـَن» بعدها پدید آمده.
واژهی رُوْزَن /rowzan/ اشاره دارد به سوراخی که در وسط سقفهای گنبدی باز میگذاشتند تا نور به خانه در آید و دود از خانه به در شود. این روزن را در لهجهی ما «اُوْگی(ن)» /owgin/ میگویند که گویا صورتی از همان روزن است و در برخی گویشهای دیگر تلفظهایی مانند «لوجین» (در تاتی) دارد.
برچسب:
نویسنده: کیارش رحمانی