چند اصطلاح از کتاب «ضربالمثلها و کنایات شیرین مردم فردوس» نوشتهی هادی دانشمقدم، چاپ ۱۳۹۷.
مانند غالب کتابهایی که افراد علاقهمند ولی غیرمتخصص در مورد لهجههای محلیشان مینویسند، این کتاب هم پر است از خطاهای املایی، و معانی اشتباه. شتابزدگی در ساخت این کتاب هم مشهود است. علائم انتخاب شده برای آوانویسی ناقصاند و برخی آواها مانند ü و ö را به کلی نشان ندادهاند. اگر کسی از قبل با تلفظها و معانی محلی این واژهها آشنا نباشد برخی مطالب کتاب چندان برایش قابل استفاده نیست. در بخش دوم کتاب، معانی کنایی برخی اصطلاحات آورده شده، بدون این که به معنای اصلی و مستقیم آنها اشاره شود. بعضی معانیای هم که آمده اصلاً معنای کنایی نیست. کلاً کتاب ناقص و معیوبیست.
کسانی که در این حوزه کتاب مینویسند باید نیمنگاهی هم به آینده داشته باشند؛ به زمانی که دیگر هیچکس در خانهاش با این گویش صحبت نخواهد کرد و این گویش مرده خواهد بود. در آن هنگام بسیاری از جملات این جور کتابها اصلاً قابل خواندن نخواهد بود چون آوانویسی درستی از آنها انجام نشده است. هر جملهای را باید به دقت با حروف لاتین آوانویسی کرد تا در آینده هم قابل استفاده باشد.
کسی که علاقهمند است در مورد گویش محلی کاری کند بهتر است همیشه مشاوری با تخصص زبانشناسی کنار دستش داشته باشد و بعلاوه در تمام کردن کتاب عجله نکند. به نظرم هیچ کتاب ارزشمندی در حوزهی گویش محلی نمیتوان نوشت که کمتر از ده سال وقت و زمان ببرد.
نوشتن کتاب در مورد گویش محلی، در حوزهی زبانشناسیست، نه ادبیات. در ظاهر این دو رشته به هم نزدیکند ولی در واقع بسیار از هم دورند. اهل ادبیات اهل شعر و احساس و هنرند، و مبحث گویش محلی و دستور زبان و خصوصیتهای آن در حوزهی منطق است. همانطور که احساس و عقل با هم در تضادند ادبیات و زبانشناسی هم با هم تعارض دارند. معلم ادبیات فلان دبیرستان، بدون مطالعه و تخصص در حوزهی زبانشناسی، صلاحیت ویژهای برای اظهارنظر در حوزهی گویش محلی ندارد. حتی ادیب بزرگ فردوس، دکتر محمدجعفر یاحقی، که خودش هم شدیداً به گویش مادریاش دلبسته است، با کمک دو نفر دیگر، کتابی نوشته با نام «واژهنامهی گویش تون (فردوس)» که به حق یکی از بهترین کتابهای
برچسب:
نویسنده: کیارش رحمانی