خرید بک لینک

هم‌آواز

اینجا از زادگاهم آیسک می‌نویسم؛ زبانش، تاریخش، فرهنگش، و چیزهای دیگر

تشدید

استاد زبان‌شناس، دکتر علی‌اشرف صادقی در مقاله‌ای به مبحث تشدید در زبان فارسی پرداخته است (صادقی، علی‌اشرف (۱۳۹۲). تشدید در زبان فارسی. فرهنگ‌نویسی، ۵-۶، ۳-۴۳). یک نمونه از تشدیدهایی که در آن مقاله آمده، تشدید در کلمات دوحرفی‌ست. این نوع تشدید، نمونه‌های متعدد در لهجه‌های جنوب خراسان دارد، گویی تمایل کلی به این بوده که با تشدید، کلمات دوحرفی را بکشند و سه حرفی کنند. نمونه‌ها:

بک bok: لــُـپ. خود اصطلاح تهرانی «لپ» نیز در اینجا عیناً با تشدید، شرایط مشابهی دارد.

لـُـک lok. تکه. ظاهراً این واژه با واژه‌ی لـَخته در فارسی رسمی، هم‌ریشه است.

بک bāk: قورباغه

پکیدن pokkidan. جهیدن

لک lek: تبدیلی از لِنگ در اصطلاح «»واٛ لِک شـُـوْ» (: بلند شو، برخیز) و اصطلاح سه‌قلعگیِ «سر لِک» به معنی پاچه‌ی گوسفند (در غذای کله‌پاچه) و اصطلاح «وَر سـَر دو چــِـ‌لــِک» (: نشستن به حالت دستشویی) [ظاهراً اصل اصطلاح وَر سر دو چارلـِک است. چار در اینجا مانند چار در چارزانو، اشاره به دولا شدن پا/لــِنگ دارد.]

کپ kāp: ته و انتهای هر چیز

سوچ süč: تبدیلی از سود از اصلِ سوده از ساییده، به معنی صاف و صیقلی
لچ lāč: خیس

تر tārr: تر، خیس

بـُـر bor. گروهی کوچک از گروهی بزرگ‌تر، مثلاً در اصطلاح «بـُر شدن» یعنی جدا شدن تعدادی از گوسفندان از گله‌ی اصلی. اصطلاح «بر زدنِ» کارت‌های بازی هم ظاهراً ریشه در همین واژه دارد. یک برّ گوسفند/آدم و غیره (ظاهراً همگی جاندار)، یعنی گروهی کوچک از گوسفندان و آدمان و غیره.

لـِـر lerr. آب دهان که به صورت کشدار از گوشه‌ی لب سرازیر شود.

کــَر kārr. ناشنوا

نــَر narr. مذکر

شک موش šākk-e müš: فضله‌ی موش. شک در اینجا تبدیلی از اصلِ زَنگ است.

شــُـل šol. شل و ول

شــَـل šal. فلج، لنگ

...

نکته آن که تشدید فقط وقتی ظاهر می‌شود که بعد از حرف دوم/آخر واژه مصوتی بیاید، مثلاً کسره‌ی اضافه یا فتحه‌ی نکره (معادل یای نکره در فارسی معیار)، یا مصوتی به دلیلی دیگر. مثلاً در مصدر پـُـکــّیدن [: جهیدن]، تشدید روی ک ظاهر شده، به این علت که بعد از ک، حرف ـیـ آمده است، وگرنه مثلاً در اصطلاح پـُـک‌پـُـک (مثل راه رفتن گنجشک) تشدید نیست.

در مقابل، کلماتی هست که در زبان رسمی تشدید دارند اما در لهجه‌ی ما ندارند. نمونه‌ها:

گله gala. گلـّه، رمه

عادی âdi. عادّی. در مورد این واژه، چنانکه آن استاد هم گفته است، تشدید به‌روز است و در قرن اخیر پیدا شده.

برچسب: نویسنده: کیارش رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 شهريور 1405 ساعت: 21:55

صفحه بندی